الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

14

الغدير ( فارسي )

بازگردانيد و عثمان آن را به تيول مروان داد و از معاويه به بعد هم كه روزگار زور گويان مىبود اين بازى ادامه داشت و گرفته و پس داده مىشد و به طورى كه در ج 14 ص 50 - 45 از برگردان پارسى غدير گذشت هر يك از ايشان مطابق دلخواه و هوس خويش تصميمى را درباره ى آن عملى مىكرد و در هيچ يك از اعصار به روايت بو بكر عمل نشد و اگر چه گروهى كه پيرامون او حاضر بودند بر شنيدن آن چه وى از پيامبر روايت كرد با او سازش نمودند و به ساخت و پاخت برخاستند ، ولى كسانى كه پس از وى آمدند با كارهايشان و با تصميمات رنگارنگ و يك بام و دو هوائى كه درباره ى فدك گرفتند عملا آن روايت را باطل قلمداد كردند . بلكه خود بو بكر هم - به گونه اى كه در جلد پيشين ص 44 به نقل از سيره ى حلبى گذشت - مىخواست باطل بودن آن روايت را عملا نشان دهد و اين بود كه سند مالكيت فدك را براى فاطمه زهرا نوشت . جز اين كه پسر خطاب او را از رأيش بگردانيد و آن نوشته را پاره كرد . با توجه به اين حوادث است كه هم ارزش آن روايت و حد و مرزى را كه به آن عمل مىشده مىتوان دريافت و هم ارزش اين تيول دادنها را . كه به زودى سخن امير مؤمنان را درباره ى آن چه عثمان تيول و خاصه ى اين و آن مىساخت خواهى خواند .